نامه امير حكمتى به رئيس قوه قضائيه واعتصاب غذااو در زندان

نامه امیر حکمتی به رئیس قوه قضاییه و وزیر اطلاعات
حضور محترم آقایان

صادق اردشیر لاریجانی، ریاست محترم قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران،

محمود علوی، وزیر محترم اطلاعات جمهوری اسلامی ایران،

سلام علیکم

من یک آمریکایی – ایرانی‌ ام. به ایران، میهنِ پدر و مادرم، عشق می‌‌ورزم؛ همان قدر که آمریکا را، کشوری که در آن بزرگ شده ام، دوست می دارم. به خاطر همین عشق بود که در سال ۲۰۱۱ برای دیدار خانواده و خویشاوندانم به ایران سفر کردم و در همان سفر بود که به اتهام جاسوسی بازداشت شدم. سال بعد، به ناحق به مرگ محکوم شدم؛ هرچند دیوان عالی کشور آن حکم را لغو، و حکم نهایی‌ را به رای دادگاه تجدید نظر موکول کرد. با این حال، من همچنان به واسطه این دعاوی بی‌ پایه در انتظار اثبات بی‌ گناهی خود، در زندان به سر می‌‌برم.

در اعتراض به این بی‌ عدالتی، تصمیم به اعتصاب غذا گرفته ام. به من گفته شده در صورتی‌ که به اعتراض خود ادامه دهم، به انفرادی منتقل می شوم. با این حال، از عدم پیشرفت در پرونده‌ام عمیقا نگران هستم.

به باور من، عناصری ناشناس در داخل ایران، در پرونده ام دخالت کرده اند. مقامات زندان به کرات خاطر نشان کرده اند نتیجه نهایی این پرونده‌، که بیش از سه‌ سال هنوز مشخص نشده، به دلیل مذاکرات جاری میا‌‌ن ایران و آمریکا در خصوص برنامه هسته‌ای ایران به تعویق افتاده است.

من هیچ ارتباطی‌ با این مذاکرات ندارم. هیچ تاثیر یا قدرت نفوذی بر هیچ معامله‌ای بین ایران و آمریکا ندارم. پیوندزدنِ پرونده من به مذاکرات هسته‌ای به غایت ناحق و غیرمنصفانه است. مایلم این نکته اخیر با توجه بیشتری مورد توجه قرار گیرد، به این امید که تصمیم منصفانه‌ای در خصوص پرونده من اتخاذ شود.

همچنین، مایل‌ام توجه شما را به شرایط عمومی‌ زندان خود جلب کنم. سه‌ ماه پیش، پس از حمله و هتک حرمت مسئولین زندان به بند 350، از بند ۳۵۰ زندان اوین به بند جدیدی منتقل شدم که شرایط بهداشتی در آن بسیار اسف بار است. گرما نیست؛ گاز نیست؛ و داخل زندان بسیار سرد است. در چند ماه گذشته، به خاطر سرمای فضای زندان، مدام حالت سرماخوردگی داشته‌ام و به عفونت‌های ریوی دچار بوده ام. از آن سو، غذای ناچیز زندان تنها شامل برنج و عدس می‌‌شود و این رژیم غذایی برای بهبود اوضاع وخیم جسمانی، آن هم در این شرایط، هیچ فایده ای ندارد. برق اتاق‌ها نیز به کرات قطع می‌‌شود.

همبند‌هایم کنه و شپش دارند. بسیاری از آن‌ها به جرم قاچاق مواد مخدر و دیگر جرم‌های سنگین محکوم شده اند. هیچ دلیلی‌ وجود ندارد که من را در کنار آن‌ها قرار دهند.

یقین دارم که شما از این شرایط نامطلع هستید، چرا که این‌ موارد، نقض قوانین ایران محسوب می‌‌شوند. مایل‌ام توجه شما را به این وضعیت، وضعیتی که خلاف قوانین و ارزش‌های ایران است، جلب کنم، تا شما برای پایان بخشیدن به آن پیشقدم شوید.

شرایط خانوادگی من همه چیز را دشوارتر و تحمل ناپذیرتر می‌‌کند. پدرم دو بار سکته مغزی کرده و از زمان بازداشت و حبس من، به سرطان مغز مبتلا شده است. پدرم در این شرایط دشوار به حضور من نیاز دارد. عطوفت و عنایت خود را مبذول فرماییید. تنها امید او در این زندگی‌ این است که فرزند خود را یک بار دیگر ببیند.

بیش از سه‌ سال انتظار طاقت فرسا است.‌ استدعا می‌‌کنم پرونده من را با عدالت و انصاف، بررسی و به این وضعیت غیرعادلانه و رنج آور پایان دهید.

/home/wpcom/public_html/wp-content/blogs.dir/229/75830669/files/2014/12/img_1250.jpg

Posted on 18 دسامبر 2014, in سياست. Bookmark the permalink. بیان دیدگاه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: