فساد وسوء استفاده از قدرت در جمهورى اسلامى

درک متقابل همه‌ی نشستگان بر سر سفره‌ی ولایت در ضرورت فساد و سوء استفاده از قدرت
رابطه‌ای مستقیم میان میزان فساد و سوء استفاده از قدرت در جمهوری اسلامی با میزان آشفتگی درونی جناح‌های حاکم وجود دارد.

بمبی که در سال ۱۳۸۴ در میان اردوگاه اقتدارگرایان منفجر شد (انتخاب احمدی‌نژاد به ریاست دولت با حمایت سپاه و بیت: نگاه کنید به ویدیوی سخنان فرمانده سپاه در باره‌ی انتخابات ۸۸ که ۱۰ خرداد ۱۳۹۳ منتشر شد) این اردوگاه را که در تقابل با اصلاح‌طلبان متحد می‌نمود از هم گسیخت. اختلافات درونی این اردوگاه از همان روز اول تشکیل دولت احمدی‌نژاد بالا گرفت چون آنها نه در منافع، نه در ایدئولوژی و نه در محافل با هم اشتراک داشتند. این آشفتگی تا سال ۱۳۸۸ ادامه پیدا کرد اما حضور قدرتمند اصلاح‌طلبان در انتخابات و بعد شکل گیری جنبش سبز دوباره این گروه‌ها را که از بقای نظام احساس خطر می‌کردند متحد کرد. اما پس از اطمینان یابی از سرکوب جنبش سبز (زندانی کردن بیش از ده هزار نفر، کشتن بیش از صد نفر، و خروج هزاران نفر از فعالان سیاسی از کشور) دوباره شکاف‌ها آشکار شد و در سال ۱۳۹۰ احمدی نژاد نه در برابر مهدوی کنی یا محمد یزدی بلکه در برابر علی خامنه‌ای قرار گرفت.

IMG_0704.JPG

چهار شقه شدن اسلام‌گرایان اقتدارگرا

تا سال ۱۳۹۲ شکاف احمدی نژاد/موتلفه دیگر تنها شکاف درون این اردوگاه نبود بلکه اقتدارگرایان به چهار شاخه تقسیم شدند: اقتدارگرایان شریعت‌گرا که از ولایتی حمایت می کردند، اقتدارگرایان نظامی‌گرا که پشت سر قالیباف قرار گرفتند، اقتدارگرایان موعودگرا که در پشت سر جلیلی جبهه گرفتند و اقتدارگرایان عمل‌گرا که به عمل‌گرایان اصلاح‌طلب نزدیک شده و از روحانی حمایت کردند.

این شکاف‌ها همچنان ادامه داشته و اکنون اقتدارگرایان بدون داشتن اردوگاهی قدرتمند در برابر خود در آشفتگی غریبی به سر می‌برند. جلسات سه تن از ریش سفیدان این اردوگاه در ماه‌های اخیر با هدف کاهش این آشفتگی برگزار می‌شده است. محمدرضا مهدوی کنی، احمد جنتی و محمد یزدی که در انتخابات گذشته هر یک از نامزد متفاوتی حمایت کرده بودند (به ترتیب قالیباف، جلیلی و ولایتی) و هیچ یک موفق نشدند به دنبال هم‌گرایی نیروهای نزدیک به خود برای هستند. جامعه‌ی روحانیت مبارز نیز در حال تلاش برای نزدیک تر کردن اقتدارگرایان است. بنا به گفته‌ی سیدرضا تقوی عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز «تاکنون ۱۶ جلسه برای وحدت اصولگرایان تشکیل شده است.» (تسنیم، ۱۰ خرداد ۱۳۹۳) اما اثر چندانی از وحدت در میان آنها به چشم نمی‌خورد.

شکاف میان اقتدارگریان در دو موضوع انتخاب عضو هیئت نظارت بر مطبوعات از سوی مجلس و در جریان استیضاح فرجی دانا روشن تر شد. جبهه‌ی پایداری که اعضایش علی لاریجانی را در قم با سنگ نوازش کرده بودند امروز در برابر وی و دیگر نیروهای نزدیک به موتلفه و جامعه‌ی روحانیت مبارز شمشیر را از رو بسته است. ائتلاف روحانی با این طیف یک خطر عظیم برای بسط قدرت جبهه‌ی پایداری به حساب می‌آید.

محور وحدت: نشستن بر سر سفره‌ی نظام

اعضای کاست حکومتی که امروز همه از خیل اقتدارگرایان هستند علی رغم رقابت بر سر منزلت، ثروت و قدرت (که در سفره‌ی نظام توزیع می‌شود) در حفظ خیمه‌ی استبداد و فهم متقابل از ضرورت فساد و سوء استفاده از قدرت با هم اشتراک نظر دارند چون می‌دانند این سفره فقط با استبداد پهن می‌ماند. از این جهت سخنان عطریان‌فر در باب رای دادن اصلاح‌طلبان به علی لاریجانی و نزدیکانش در انتخابات آینده‌ی مجلس نه تاکتیکی برای انشقاق میان اقتدارگرایان (چنان که روزنامه جوان می گوید، ۵ شهریور ۱۳۹۳) بلکه اعلام وفاداری به اعضای ارتقا یافته‌ی کاست حکومتی توسط اصلاح‌طلبان حکومتی محذوف است. آنها حتی اگر بتوانند چند تن را وارد مجلس کنند حاضرند با بازجویان و شکنجه گران سابق خود همکاری کنند تا دستی در قدرت پیدا کنند. بودن بر سر سفره آن چنان برای مقامات سابق و لاحق شیرین بوده که حاضرند هر کاری برای بازگشت انجام دهند.

فساد، مانع دو قطبی شدید

رابطه‌ای مستقیم میان میزان فساد و سوء استفاده از قدرت در جمهوری اسلامی با میزان همبستگی درونی جناح‌های حاکم وجود دارد. با کاهش میزان همبستگی حکومت درها برای فساد بیشتر و سوء استفاده‌ی بیشتر از قدرت باز می‌شود تا رضایت جناح‌ها بیشتر جلب شده و میزان انسجام درونی آن بالاتر برود. دوره‌ی احمدی نژاد از این حیث مثال زدنی است. در این دوره و بالاخص چهار سال دوم فاصله‌ی میان جناح‌ها افزایش یافته بود و از این جهت مقامات دستی کاملا گشاده برای فساد در همه‌ی دستگاه‌ها داشتند.

علت افزایش بی‌سابقه‌ی فساد و سوء استفاده از قدرت در جمهوری اسلامی افزایش بی سابقه و دائمی شکاف میان جناح‌های درون قدرت بوده است. حکومت آن گروه‌هایی را که وفاداری شان از کف می رود از قدرت بیرون می‌اندازد اما آنها که هنوز وفادارند اما دارند از یکدیگر فاصله می گیرند بیشتر در رانت‌ها و امتیازات درگیر می شوند تا نتوانند خود را از باتلاق بیرون بکشند. خامنه‌ای از عمیق شدن شکاف درون حکومت نگران است: «جناح بندیهای سیاسی اشکالی ندارد اما نباید جامعه را به دو قطب تبدیل کرد زیرا این کار موجب دل زدگی و خستگی مردم و شکننده شدن محیط جامعه می‌شود.» (۵ شهریور ۱۳۹۳)

نگرانی خامنه‌ای از دو قطبی‌ها (که از نظر وی برای نمایش مردمسالاری و بازی آخوند/سپاهی خوب- آخوند/سپاهی بد در دنیا لازم است) این است که یک قطب پشت سر وی و قطب دیگر در برابر وی و منویاتش (خط قرمز نظام) قرار گیرد: «علائق اعضای دولت به برخی جناح‌های سیاسی اشکالی ندارد اما دولت و اعضای آن نباید اسیر جناح بندی‌ها شوند… در موضوع جناح بندی‌های سیاسی همواره تأکید بر رفاقت و اُنس با یکدیگر است اما در برخی موارد هم مسأله متفاوت است و باید حتماً خطوط قرمز و خطوط فاصل رعایت شوند.» (همانجا) روش عملی وی برای جلوگیری از دو قطبی باز گذاشتن درها برای فساد بیشتر همه‌ی مقامات است. فساد برای جمهوری اسلامی کارکردی است. به همین دلیل کسانی که انتظار دارند فساد در دولت روحانی کاهش یابد از سازوکارهای درونی حکومت برای بقا و تداوم عمل بی اطلاعند.

سرکوب به عنوان آزمون فیصله بخش

عامل دیگری که در ۳۶ سال گذشته علی رغم رقابت بر سر منابع کمیاب به همبستگی جناح‌های درون قدرت منجر شده خالی کردن فشارهای روی حکومت به صورت سرکوب بیشتر مخالفان و خشونت بیشتر بوده است. سرکوب در جمهوری اسلامی نه تنها ابزاری برای حذف مخالفان و منتقدان بلکه مجرای خوبی برای ایجاد همبستگی درونی بوده است. اعدام افراد در حد سالی حدود ۶۰۰ نفر بیشتر برای افزایش انسجام درونی حکومت است تا اجرای احکام شریعت.

با سرکوب است که حکومت توانسته نیروهایی را که «بصیرت» کمتری در چگونگی حفظ نظام داشته تشخیص داده و از کاست حکومتی بیرون کند. بدون کشتار چند هزار زندانی یا انداختن مردم از روی پل یا رد شدن با خود رو از روی افراد در خیابان چگونه می شد فهمید که چه کسانی و تا چه حد به حکومت وفادارند؟ سرکوب آزمون فیصله بخش جمهوری اسلامی برای کشف میزان وفاداری نیروها به رژیم و راس خیمه‌ی آن یعنی ولایت فقیه است. از همین جهت است که سرکوب‌های ادواری در کنار محاکمات و بازداشت‌های همیشگی در نظر گرفته می شوند تا بقای نظام تضمین شود. به همین دلیل در شرایطی که شکاف میان جناح های درون حکومت افزایش می یابد باید نگران افزایش سرکوب‌ها بود. حکومت حتی برای افزایش انسجام درونی خود ابایی از انفجار بمب در زیارتگاه‌ها ندارد، کاری که یک بار در آرامگاه امام هشتم شیعیان صورت گرفت.

علاوه بر فساد و سوء استفاده از قدرت، عامل متحد کننده‌ی جناح‌های درون حکومت تقابل با مخالفانی است که با اصل رژیم مخالفند. از این جهت است که حکومت با خلق استراتژی تبلیغاتی فتنه، همه‌ی کسانی را که بالقوه یا بالفعل برانداز تلقی می کند فتنه گر می خواند. خامنه‌‌ای به همین دلیل از هر فرصتی برای اشاره به این موضوع استفاده می کند حتی اگر در جمع هیئت دولت به معنای تایید استضاح باشد: «مسأله فتنه و فتنه گران، از مسائل مهم و از خطوط قرمز است که آقایان وزرا باید همان گونه که در جلسه رأی اعتماد خود بر فاصله گذاری با آن تأکید کردند، همچنان بر آن پایبند باشند.» (۵ شهریور ۱۳۹۳)
مجيد محمدى

Advertisements

Posted on 28 اوت 2014, in سياست. Bookmark the permalink. بیان دیدگاه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: