قربانيان ٨٨ دكتر عليرضاپيرى دندانپزشك تبريزى

چندی پیش پیمان عارف یکی از زندانیان سیاسی سابق در صفحه فیسبوک خودش خبر داده بود که دکتر علیرضا پیری دانپزشک تبریزی در سال ٨٨ عضو ستاد میرحسین موسوى در تبریز بوده که ٣ سال پیش در دیماه ٨٩ در عملیات بازداشت خیابانى که عمدتاً به رویه معمول نهاد امنیتى موازى مى ماند، در خودروى خود بازداشت می شود. از آن پس تاکنون هیچگونه اطلاعى از سرنوشت این دندانپزشک تبریزى در دست نیست.

محمد حسن پیری پدر علیرضا پیری در گفت و گو با مسیح علی نژاد می گوید: اسمش علیرضا پیری دیزجی فرزند محمد حسن است. که سه سال از او خبر نداریم. وقتی از سر کارش به خانه می آمد از آن زمان تا کنون هیچ خبری از او نداریم.

IMG_0501.JPG

خانواده علیرضا پیری دندان پزشک تبریزی از دی ماه ۸۹ تا کنون اصلا نمی دانند که اصلا فرزندشان را چه کسانی برده اند. از روز بیست و هشتم دی ماه که علیرضا پیری به خانه بر نمی گردد، این خانواده به هر دری زدند که ببینند چه اتفاقی افتاده است و حتی ماشینش را آگاهی تبریز از پارکینگ طبقاتی سهند پیدا می کند.

آیا او عضو ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی بود؟

بله فرزند من یک مغازه ای در منطقه « نصف راه» تبریز داشت که آن مغازه را به آقای موسوی داد و ستاد انتخاباتی باز کرده بود. ما به همه مسولان و به همه جای ایران نامه دادیم ولی کسی به ما جواب مثبتی نداد. نوه من که دختر دکتر علیرضا پیری است با نماینده شهرمان در مجلس هم دیدار کرده ولی آنها هم گفتند خبر ندارند.

از طرفی این خانواده حتی در این مدت به هرکسى که ادعا کرده “به شرط فلان مبلغ میتوانم خبرى از فرزندتون بیارم”؛ به گفته خودشون مجموعا صد میلیون تومان پرداخت کردن ولی هیچ نتیجه اى به دست نیاوردند!

پدر علیرضا پیری می گوید:‌ یک کسانی می آیند یک صحبت هایی می کنند و می گویند، نترس، یک پول هایی آدم می دهد که بروند فرزندمان را پیدا کنند. من از کجا بدانم که آنها راست می گویند یا دروغ می گویند ، من هفتاد هشتاد میلیون خرج کردم برای اینکه کسانی بچه ام را پیدا کنند ولی نتیجه ای نداد.

وقتی یک شهروندی که تا دیروز مشغول طبابت و یا کار خودش بوده، در ایران ناپدید می شود، دوستان و همکاران او چه کار و کمکی می توانند انجام دهند؟ از یکی از دندان پزشکان جوان ایرانی خواستم در این زمینه مرا یاری کند تا ببینم همکاران او در سازمان نظام دندانپزشکی چه کمکی به خانواده این دندانپزشک تبریزی کردند اما او به شدت نگران امنیت خود و خانواده اش بود و عذر خواست که نمی تونه کاری بکند. تنها یک عکس از مطب علیرضا پیری به دستم رسیده و پاسخی که همکاران علیرضا به پدرش می دهند را هم می توانید از زبان خودش بشنوید:

آقای محمد حسن پیری می گوید: پسرم کارمند دانشگاه علوم پزشکی تبریز هم بوده، موقعی که می رفت درمانگاه بعد از آنجا هم می رفت مطلب خودش هم کار می کرد. از من سراغ همکارانش هم رفتم ولی آنها فقط می گویند انشالله که پسرت می آید. همین حرف ها را فقط به من می گویند. پسرم حتی یک تلفن هم به ما نزد و ما نمی دانیم او کجاست..

از پدر آقای پیری می پرسم در چنین شرایطی درخواست شما از مسولان چه است؟

پاسخ می دهد: ما از دولت می خواهیم به ما اطلاع دهند که پسرمان کجاست بلاخره دولت است دیگر می توانند پیدا کنند. بچه ام نه معتاد بود، نه بچه خلافکاری بود. یک دکتر بود که تحویل این مملکت دادم. بچه ام را اول از خدا و بعد از دولت می خواهم. به من یک کمک کنند، مادرش دخترش همسرش، برادرش، خواهرش و من خودم نگران هستیم. پسرم یک دختر دارد که امسال دانشگاه می رود. ما چند خانواده سرگردان شدیم. به ما یک اطلاع بدهند که بچه من کی می آید. یا اگر خدای نکرده بچه مان مرده فقط به ما خبر بدهند که بچه ما کجاست. شما را به خدا و پیغمبر التماس می کنم بچه ما را فوری به ما برسانید…

این اولین بار است که خانواده آقای پیری از طریق مصاحبه خواستار این شدند که همه مسولان به آنها کمک کنند تا نشانه ای از فرزندشان پیدا شود. اما این مصاحبه انگار نتوانست پدری که سه سال در سکوت و در تنهایی دنبال فرزندش گشت را آرام کنه برای همین از من خواست تا سخن پایانی اش رو هم به گوش مسولان برسانم. سخنی که شاید شنیدن اش برای فرزند دندانپزشک او و یا سایر فرزندان دیگر این خانه آسان نباشه تا ببینند و بشنوند که یک پدر چگونه برای اینکه نشانه ای از فرزندش پیدا کند درخواست عفو هم می کنه بی اینکه بداند جرمش چه است:

پدر دکتر پیری می گوید: از مسولان خواهش می کنم، تقاضا می کنم اگر بچه من یک جرمی هم مرتکب شد به خاطر سن و سال من عفو کنند، به دخترش به مادرش به برادرش نگاه کنند و بچه ما را عفو کنند. اگر هم یک جایی اشتباهی کرده، غلط کرد، من هم اگر اشتباهی کردم غلط کردم بچه ام را آزاد کنید که بیاید پیش ما. ما از دنیا دیگر سیر شدیم..

تنها دختر علیرضا پیری و همسر وی در طول این سه سال به هر دری زدند اما نشانه ای از پدر خانواده پیدا نکردند.

پدر و مادر اوه هم به گفته خودشان در این سه سال بیمار شدند و داروهایی که برای ضد افسردگی در این سه سال مصرف کرده اند هم درمانگر نیست. تنها خواسته شان این است که حداقل دولت جدید تدبیر لازم رو برای پیدا کردن فرزندشان انجام بدهد و امید آنها به پاسخگویی را نا امید نکند. من به سازمان نظام دندانپزشکی هم زنگ زدم آنها گفتند فقط به خبرنگاران داخل ایران در این زمینه پاسخگو خواهند بود.

Advertisements

Posted on 19 ژانویه 2014, in سياست. Bookmark the permalink. بیان دیدگاه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: